خوشبختیت آرزومه ...
سه شنبه, ۱۶ تیر ۱۳۹۴، ۰۱:۱۲ ق.ظ
دوستی دارم که تو دوران مجردیش همیشه میگفت دختر و پسر باید خودشون همدیگرو بپسندن و دخالت خانواده ها تو ازدواج دیگه از مد افتاده و یا اینکه مردی که ازدواج کرده باید تمام حواسش به زنش باشه و با بقیه خانوم ها خیلی خیلی خیلی سر سنگین باشه، همینطور رقص هماهنگ شب عروسیش هم جزئی از آرزو هاش بود برای بهترین شب زندگیش و ...
همون دوست نازنین بعد از نامزدی که کاملن با دخالت دو خانواده صورت گرفت و عروس و داماد از قبل همدیگرو ندیده بودن میگفت گاهی هم لازمه که خانواده ها تصمیم گیرنده باشن چون ما جووون هستیم و کم تجربه !!!
بعد از مراسم ازدواج هم با ناراحتی از شوهری یاد میکرد که اون شب تمام مدت مشغول رقص و بگو بخند با دوستان عروس بوده حتی موقع شام به اسرار فیلم بردار چند دقیقه ای رو کنار عروسش گذروند !
ولی همچنان میگه اشکالی نداره ازدواجت طبق خواسته هات پیش نرفته مهم اینه که بقیه اون شب خوشحال بودن و میخندیدن :) آقای داماد هم بالاخره یه روزی عقلش میاد سر جاش !!
تو روش خندیدم و گفتم امیدوارم و براش آرزوی خوشبختی کردم، حس میکنم به عنوان یه دوست براش کم گذاشتم و این قضیه ناراحتم میکنه و تا روزی که نشنوم عمیقا خوشبخته این حس همراه منه :(
همون دوست نازنین بعد از نامزدی که کاملن با دخالت دو خانواده صورت گرفت و عروس و داماد از قبل همدیگرو ندیده بودن میگفت گاهی هم لازمه که خانواده ها تصمیم گیرنده باشن چون ما جووون هستیم و کم تجربه !!!
بعد از مراسم ازدواج هم با ناراحتی از شوهری یاد میکرد که اون شب تمام مدت مشغول رقص و بگو بخند با دوستان عروس بوده حتی موقع شام به اسرار فیلم بردار چند دقیقه ای رو کنار عروسش گذروند !
ولی همچنان میگه اشکالی نداره ازدواجت طبق خواسته هات پیش نرفته مهم اینه که بقیه اون شب خوشحال بودن و میخندیدن :) آقای داماد هم بالاخره یه روزی عقلش میاد سر جاش !!
تو روش خندیدم و گفتم امیدوارم و براش آرزوی خوشبختی کردم، حس میکنم به عنوان یه دوست براش کم گذاشتم و این قضیه ناراحتم میکنه و تا روزی که نشنوم عمیقا خوشبخته این حس همراه منه :(
- ۹۴/۰۴/۱۶