روزانه های آویشن

قدم زدم ...

سه شنبه, ۶ مرداد ۱۳۹۴، ۱۲:۵۳ ق.ظ

دوباره باز .. تمومه انتظارمو .. تمومه خاطراتمو .. قدم زدم

کنار تو .. تو این خیال لعنتی .. نه این دفعه براحتی .. قدم زدم

بارون اومد .. رو گونه های خستمو ... با این دل شکستمو .. قدم زدم

...

مدت ها بود به موزیکی بر نخورده بودم که مدام بزارمش رو تکرار و از گووش دادن بهش خسته نشم . فاتح نورایی اسمش هم برام خاطره زنده میکنه چه برسه به این آهنگ
یادم افتاد به پاتوق دو نفرمون و صدای آروم آب که مینشستیم کنار هم و اتفاقات اون روز تو دانشگاه و مرور میکردیم و میخندیدیم 

یادم افتار به روزایی که خیابون همیشگیو هی میرفتیم و برمیگشتیم و موقع خداحافظی تو چشمای هم نگاه میکردیم و میگفتیم یه باره دیگه ...

دلم برای خندیدن دونفرمون تنگ شده الان با کیا میخندی ؟!!


 آویشنِ این روزها دلتنگـــ ه


  • آویـ شن

نظرات  (۱)

هی روزگار قشنگ بود آپ کردم یه ی سری بزنید :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی